سکته پدر سارق بعد از فهمیدن ماجرا | متهم: یک دختر به من آموزش سرقت داد

  • کد خبر: ۴۳۲۵۹۰
  • ۳۱ تير ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
سکته پدر سارق بعد از فهمیدن ماجرا | متهم: یک دختر به من آموزش سرقت داد
گفت‌و‌گو با گوشی قاپ جوانی که پدرش بعد از متوجه شدن ماجرا، سکته کرد و جان باخت.

به گزارش شهرآرانیوز؛ اواسط اردیبهشت ماه بود که انتشار ویدئویی کوتاه در فضای مجازی بازتاب گسترده‌ای پیدا کرد. دو موتورسوار بعد از قاپیدن گوشی دختری جوان، در حوالی میدان فهمیده، در خلاف جهت مسیر در حال گریختن بودند که با اتوبوس درون شهری برخورد کردند و روی زمین افتادند.

از اینجا به بعد در ویدئو ضبط شده بود. یکی از این افراد با کشیدن چاقویی بزرگ به سمت شهروندان حمله و با تهدید و ارعاب، راه گریختن خود و همدستش را باز کرد. هرچند این افراد از صحنه متواری شدند، مدت زیادی نگذشت که عامل تهدید شهروندان با چاقو دستگیر شد.

عرفان که سه سابقه کیفری دیگر نیز در پرونده اش دارد، به گفته خودش فکر نمی‌کرده است که به این زودی دستگیر شود. در ادامه گفت وگوی اختصاصی خبرنگار روزنامه شهرآرا را با این متهم می‌خوانید.

چند ساله‌ای؟

بیست ساله‌ام.

اولین بار چند ساله بودی که به زندان رفتی؟

هجده ساله بودم.

یعنی در این دو سال، سه بار به زندان افتاده‌ای؟

بله.

چه شد که سارق شدی؟

به خاطر یک دختر بود. با هم دزدی کردیم و او تشویقم کرد و آموزشم داد که چطور دزدی کنم.

آن دختر آشنایت بود؟

نه، تا آن زمان نمی‌شناختمش.

چطور با او آشنا شدی؟

در محله مان بود؛ در واقع اول دوست رفیقم بود و بعد با من دوست شد.

الان کجاست؟‌

نمی‌دانم.

چند وقت با این دختر سرقت می‌کردی؟

فقط یک بار با هم دزدی کردیم و بعد به خاطر یک پرونده دیگر دستگیر شدم.

این اولین بار بود که به زندان می‌رفتی؟

بله، ۱۰ ماه زندان بودم.

چطور شد که دوباره به سمت سرقت رفتی؟

بی پول و بیکار بودم.

مگر پلی استر کار نیستی؟ درآمدت که نباید بد بوده باشد.

اشتباه کردم.

دفعه دوم کی دستگیر شدی؟

اردیبهشت پارسال دوباره دستگیر شدم.

این بار چقدر زندان بودی؟

این بار هم ۱۰ ماه زندان بودم.

دفعه قبلی بعد از دستگیری گفته بودی توبه کرده‌ای و دیگر سرقت نمی‌کنی، پس چرا مجددا وارد چرخه سرقت شدی؟

اشتباه کردم.

کسی آمد دنبالت گفت بیا برویم سرقت؟

همین دانیال پیشنهاد داد.

با دانیال چه نسبتی داری؟

از بچگی با هم رفیق بودیم و در یک محله زندگی می‌کردیم.

موتورسیکلتی که با آن سرقت می‌کردید، متعلق به که بود؟

موتور از من بود.

دانیال هم دستگیر شده است؟

نه، او فراری است.

عامل رسیدن به اینجا را چه می‌دانی؟

تابه حال بهش فکر نکرده‌ام.

وقتی از زندان برمی گشتی، خانواده اعتراض نمی‌کردند؟

خانواده نمی‌دانستند چه‌ می‌کنم.

چطور ممکن است خانواده ات ندانند؟! مگر بعد از اینکه اولین بار دستگیر شدی و پدرت در پلیس آگاهی تو را ملاقات کرد، فردای همان روز سکته نکرد و بعد هم جان خود را از دست نداد؟

همین طور است.

از موقعی که دستگیر شده‌ای مادرت را دیده‌ای؟

نه، خجالت می‌کشم به چشم هایش نگاه کنم.

اگر این دفعه آزاد شدی، چه کار می‌کنی؟

سر کار قبلی‌ام، همان پلی استرکاری، می‌روم.

این کار ماهانه چقدر برایت درآمد دارد؟

الان نمی‌دانم. قبلا حدود ۱۰ میلیون تومان درآمد داشت.

چقدر درس خوانده‌ای؟

تا هفتم.

خودت ترک تحصیل کردی؟

بله، ولی علتش را یادم نیست. البته به درس هم علاقه‌ای نداشتم.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.